ماه خدا به آخر رسيده و عيد سعيد فطر از راه مى رسد.
عيد فطر، تجلى اوج يك ماه بندگى و عبوديت پروردگار متعال و يك ماه سازندگى و وارستگى و معراج انسانى است.
طلوع اشعه پرفروغ خورشيد اين عيد سعيد، براى كسانى كه از فيوض و بركات اين ماه استفاده كرده اند، ظهور بارقه ملكات و فضائل انسانى را نويد مى دهد و از اين رو نه تنها كوشش و مجاهدات و پرواز در اوج ملكوت و مقامات بندگى حق را پايان يافته نمى بينند، بلكه اين روز مبارك را سرآغازى نوين براى استمرار حركت سازنده خويش مى يابند و با توانى كه از بركات اين ماه مبارك به دست آورده اند، در جهت سازندگى و تهذيب نفس و مبارزه با شيطان درون تا رسیدن به هدف و آرمان والاى الهى خويش به سير تكاملى خود ادامه مىدهند.
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا................کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد .......... باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا
یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی ............ غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا
هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی ..... نک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا
زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه ......... هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا
زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش ........... عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا
شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد .............. خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا
از دولت محزونان وز همت مجنونان ......... آن سلسله جنبان شد تا باد چنین بادا
عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد ...... عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
ای مطرب صاحب دل در زیر مکن منزل ............ کان زهره به میزان شد تا باد چنین بادا
درویش فریدون شد هم کیسه قارون شد ................ همکاسه سلطان شد تا باد چنین بادا
آن باد هوا را بین ز افسون لب شیرین .................... با نای در افغان شد تا باد چنین بادا
فرعون بدان سختی با آن همه سرسختی ............... نک موسی عمران شد تا باد چنین بادا
آن گرگ بدان زشتی با جهل و فرامشتی ............. نک یوسف کنعان شد تا باد چنین بادا
شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی .................. تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا
از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی .................... ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا
آن ماه چو تابان شد کونین گلستان شد ................ اشخاص همه جان شد تا باد چنین بادا
بر روح برافزودی تا بود چنین بودی ............. فر تو فروزان شد تا باد چنین بادا
قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد .............. ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا
از کاخ چه رنگستش وز شاخ چه تنگستش ........... این گاو چو قربان شد تا باد چنین بادا
ارضی چو سمایی شد مقصود سنایی شد ......... ین بود همه آن شد تا باد چنین بادا
خاموش که سرمستم بربست کسی دستم.............. اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
